erghezi

مارس 11, 2008

چشم در چشم

دسته: palestine — erghezi @ 8:34 ب.ظ
Tags:

ترجمه‌ی شعر چشم در چشم
به چشمان من نگاه کن
و به من بگو چه چیزی در آن می‌بینی؟
چیز بسیاری در آن نمی‌بینی
زیرا تو توانایی ارتباط با من را نداری
children-in-blood.jpg
تو کورشده‌ای به وسیله‌ی تفاوت‌هایمان از یکدیگر
زندگی من هیچ حسی را در تو بر نمی‌انگیزد!!
من یک فلسطینی زجر دیده هستم .
تو همان آمریکایی قرمز و سفید و آبی هستی .

تو هر روز در آسودگی از خواب بیدار می‌شوی
هیچ اشکی در حدقه‌ی چشمان تو نیست.
من هر روز با سپاسگزاری از خواب بیدار می‌شوم
و خدای خود را به‌خاطر بیدار شدن شکر می‌گویم
death in gaza
تو در مورد تحصیلات خود نگرانی
و صورتحسابی که باید بپردازی
من در مورد زندگی آسیب‌پذیر خود نگران هستم
و اینکه ای‌کاش روز دیگر زنده بمانم.

بزگترین ترس تو گرفتن بلیط است !
در حالی که با کادیلاک خود به گشت‌زنی مشغولی‌!!
ترس من از تانکی است که تازه رفته .
به اطراف خود می‌چرخد و به عقب بر می‌گردد.

آمریکایی ، آیا تو تشخیص می‌دهی،
که مالیاتی که تو پرداخت می‌کنی؟
نیروهایی را تغذیه می‌کند که با ضرب و جرح خود ،مشروب می‌سازد،
زندگی هر روزه‌ی من را؟

بولدزرها و تانک‌ها،
گازها و تفنگ‌ها،
بمب‌هایی که در بیرون از خانه‌ی من منفجر می‌شوند،
همه ناشی از سرمایه‌ی آمریکایی‌ است.
done by zionism child killers
تا بحال آیا می‌دانی حقیقت را
که پول و سرمایه‌ی تو کجا می‌رود؟
آیا تو اجازه می‌دهی رسانه‌های شما ذهن تو را تسخیر کند؟
آیا این حقیقتی هست که آن را هیچ کس نمی‌داند؟

تو مرا به خاطر دفاع از خود
در مقابل صهیونیست مقصر می‌دانی .
من در سرزمین خود ترور می کنم !
و من یک تروریست هستم ؟
done by zionism child killers
تو تصور می‌کنی همه چیز را در مورد تروریست می‌دانی
اما تو چیزی در مورد کاری که من انجام می‌دهم نمی‌دانی،
پس اجازه بده تا برایت اصطلاحی را تعریف کنم،
و به تو چیزی را آموزش بدهم که فکر می‌کردی می‌دانی.

من برای مدتی مشهور به تروریست شده‌ام،
۵۵ سال و یا بیستر.
در حیاط من باغ‌های بی‌میوه از ریشه کنده شد.
در جلوی خانه‌ی من بولدزری هست.
done-by-zionism-child-killers2.jpg
تروریست تنفس می‌کند هوایی را که من استنشاق می‌کنم.
تا رسیدن به مدرسه ایستگاه بازرسی وجود دارد.
مقررات حکومت نظامی مرا در سرزمین‌های خودم حبس می‌کند،
و جریمه‌ای دارد شکستن حکومت نظامی

تروریست‌ها سارقان سرزمین من ،
و شکنجه‌گران مادران من،
و مصببان به زندان رفتن پدران بی‌گناه من،
و شلیک گولوله به برادران کوچک من، می‌باشد.

پس آمریکایی، نگو که چیزی می‌دانی در مورد
چیزهایی که من احساس می‌کنم و می‌بینم
من محکوم به تروریست در سرزمین خود شده‌ام
و انگشت اتهام به سوی من است.

من هرگز آرام نمی‌نشینم ، هرگز جا‌نمی‌زنم
در برابر بی‌عدالتی ، مردم من تاب می‌آورند .
فلسطین سرزمین ماست و باقی هم خواهد ماند
تا روزی که سرزمین مادری ما آزاد شود.

و اگر که آن زمان نیاید،
ما هیچگاه روز صلح را نخواهیم دید،
من از خانه ی خودم بیرون نخواهم رفت،
و نه از جنگ خود برای عدالت دست می‌کشم.

و اگر من کشته شدم ، در فلسطین خواهد بود.
و این نوشته شده است بر روی هر نفس من،
پس در دنیای شما ،
یا مرا آزاد بگذارید و یا اینکه مرا بکشید.

ردیف ۱ – من این شعر رو با دانسته‌های بسیار اندک خودم از زبان انگلیسی ترجمه کردم. لطفا اگر اشتباهی در ترجمه می‌بینید در قسمت نظرات آن را مطرح کنید.
ردیف ۲- من نه شاعر و نه شعر دزد و نه شاعر دزد هستم به همین دلیل ترجمه‌یفارسی اون آهنگین نیستش !!

israel-attack.jpg

No Comments Yet »

هنوز دیدگاهی داده نشده.

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید

وبلاگ روی وردپرس.کام.